
چه کســی گفـته به او ماننـدی همه مستغــــرق برق چـشمت تو که ماهی به سما نور افشان چه کیـــانی چه شـکوهی فرّت! س.ن.ح ...
ادامه مطلب
تعطیل شد......
ادامه مطلب
یارب به حق غدیر و مولای غدیربا دست علی و مرتضی دستم گیرتا همره قدسیان فرستم صلواتفریاد زنم ز فرط شادی تکبیرعید سعید غدیر خم مبارک باد ...
ادامه مطلب
بالاخره آزمون جامع هم دادم وتموم شد.. خییلی خسته کننده بود.. 14 صفحه سئوال پنج ساعت تموم نشستیم ونوشتیم.. هی بنویس و هی بنویس انگشتام دیگه جون نداره جای خودکار کبود شده. به هر حال خدارا شکر این کار مهم هم به انجام رسید سخت به تجدید قوا و انرژی دوباره نیاز دارم...
ادامه مطلب
محبت مثل ریشه درخت میمونه. تاوقتی آبش میدی ریشش راست وبدون زحمت ازآب استفاده میکنه ولی وقتی آبش ندی دنبال آب اینطرف و آنطرف میگرده بالاخره چشمه ای یا رطوبتی یا نمی که پیداکرد سعی میکنه اونو ازدست نده وازش استفاده کنه. ولی این ریشه راستی خودش از دست میده و کج ومعوج میشه نکنه یه وقت ریشه محبت ماهم به جای راست رفتن کج وکوله بشه چون دل انسان نیاز به آبیاری باغبونی داره که بادستای خودش باید آبیاریش کنه تا ریشه اش راست بمونه باغبان من کووووووووو!!؟؟؟؟...
ادامه مطلب
سلام دردم از یار است و درمان نیز هم.... ... با بدترین حالت ممکن سحرگاهم صبح شده! انرژی:زیرصفر روحیه:مدفون شده تپش:بالای هزار چیزی نمونده .... چون عالم تل خاکی شده من زیر آن ...
ادامه مطلب
بخشی ازغزلی زیبا وپرمعنا از حافظ ...گرپرتوی ز تیغت بر کان و معدن افتد یاقوت سرخ رو را بخشند رنگ کاهی دانم دلت ببخشد بر عجز شب نشینان گر حال بنده پرسی از باد صبحگاهی جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد ما را چگونه زیبد دعوی بیگناهی...
ادامه مطلب
چها میکند.... این حرف حرف واژه"عزیزم" با دل ....!!!!...
ادامه مطلب
بر پیکر عالم وجود جان آمدصد شکر که امتحان به پایان آمداز لطف خداوند خلیل الرحمنیک عید بزرگ به نام قربان آمد ...
ادامه مطلب
گر تویی از جنس شمال عشق منم استوار در مسیروصال عشق ای مهتاب روشن فروغی ده از کمال فرزانگی خود فرزانه باش و در آسمان علوی بتاببر خام سفلی ...
ادامه مطلب
فردا بیستم شهریوره.. خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ پروفایلم میگه تو این روز به دنیا اومدم بفرماین کیییییییییییییییک!!...
ادامه مطلب
نی در شکرستان اگرش قنــد شود یا برلــب یاران همه لبخنـــــــدشود گاهی که خراشد سرِ انگشت عزیز بی مـــغز شود خنده ی او بند شود نفرین به نیزار اندر احوال بریدن دست ...(خودم) با یه دونه نی...
ادامه مطلب
چه روز برفی سفید چه در بهار و گل دهی شکوفه ایهر آنکه دید ز قطره قطره شبنم و به رنگ نرگس من است تمام فصل عاشقی شکوفه های هجر تو ورق ورق گشوده شد ...
ادامه مطلب
از دریچه قلبم به تو می نگرم.. چرا گوشه ای نشستی و خاموش!!...
ادامه مطلب
سلام. اینجا بهشهراست ....شمال ایران من الان تو این منطقه هستم ولی نتونستم عکسای با موبایل وارد کنم ..به نمایندگی همه عکسام یه عکس اینترنتی گذاشتم. جای دوستان خالی (والبته سبزسبز) ...
ادامه مطلب
شب شد اندکی سلام بر خروشموج های خزر و برسکوت معنا دار همه کشتزار ها من مانده ام.. چون شالی خالی است رد پای او پیداست ولی نمی شناسم...
ادامه مطلب
اینجا آبی دریاست موج جنوبی جزر شد ساحل شمالی مد گرفت شرجی همسفرم چه خوش سفری! ...
ادامه مطلب
فصل پاییز نزدیک است.. من پاییز را خییییییییییییییییییلی دوست دارم.. چون پاییز در منطقه ما مقدمه زمستان وخنک شدن هواست.. قدیما سایه پاییزی رو مغتنم می شمردن و دور هم نشستن ها در سایه پاییزی رو خیلی دوس دارم. البته ما اینجا پاییز به معنای برگ ریزان و... این چیزا کمتر داریم . پاییز تقریباً فصل تغییر آب وهواست.. شبهای پاییز نشستن تو حیاط حال وهوای دیگه ای داره.. خیلیا هم شبهای پاییز رو تو حیاط میخوابن .. تواین منطقه فصل پاییز بیشتر مردم آماده کشت وزرع میشن..مخصوصاً کسانی که «خشک کار » می کنن. خشککار یعنی زراعت قبل ازبارون. ان شاء الله که کشت وزرع همه پر برکت باشه...
ادامه مطلب